شیرین کاریهات گلم
یسنای زیبای خاله دوست دارم پرحرف شدی هی می خوای توضیح بدی کاراتو بزور دلت می خواد حرف بزنی قضایا رو تعریف کنی، وقتی نمیتونی چیزی رو بیان کنی کم نمی یاری بالاخره یه کلمه و جمله ای رو سر هم می کنی و می گی، به نیایش که می گی آیش، به یگانه می گی اگانه ، خاله رو که همون عادت کردی بگی خاقا (البته لجبازی می کنی) چون خاله رو هم به راحتی می تونی بگی، وان تو تری فور فایو رو می گی از یک تا 5 هم می شمری زهرا رو می گی، آب و توپ و بستنی رو شنیدم گفتی،
دختر لوس خاله این سری آخری که اومدم پیشتون بهم می گفتی عمه هر چی گفتم بگو خاله قبول نکردی تا آخرش مجبور به پذیرش شدم
از رقاصی هاتم بگم که همچنان عاشق ترانه و رقصی، باله می رقصی خلاصه کلی قلدر شدی
آهان گفتم قلدری، دست بزن داری چه جورم ادعات می شه خفن بیچاره آبجی ت چه کتکا که نمی خوره آخه طفلک یگانه که سنی نداره ولی مجبوره کارای جنابعالی رو تحمل کنه ، جدیدا بابات به یگانه گفت اگه یسنا زدت تو هم بزنش تا یاد بگیره کتک زدن کار بدی یه، اما یگانه دلش نمی یاد با این کارات قضیه داریم
با این همه علاقه بسیار شدیدی به یگانه و خاله زهرات داری
هر وقت یگانه و نیایش با هم بازی می کنن تو می ری وسط بازی شون و صدای اونا رو در می یاری به عبارتی مزاحمشون هستی، برنامه داریم باهات، یگانه هم که نسبت به وسایلش حساسه در نتیجه همیشه اشک یگانه طفلک رو در می یاری


شیرین کاریهات گلم
